تازه ها

اخبار مهم

اخبارسايت

شهید سلحشور؛
این شهید از ویژگی های عجیبی برخوردار بود. یک شب کنار روخانه کرخه پاسبانی می دادیم. آخر شب که در حال استراحت بودیم، شهید سلحشور که مسئول ما بود سوال کرد، پتو کم ندارید؟ گفتیم: نه، چندتا داریم. دوباره رفت و برایمان پتو آورد. صبح که خواستم برای نماز بیدارش کنم، متوجه شدم دقایقی هست که بیدار شده و نماز شب می خواند. به محل خوابش که دقت کردم دیدم یک کارتن به عنوان زیرانداز انداخته و یک چفیه هم بالشتش است.
شهید مدافع حرم محمدرضا دهقان امیری؛
محمدرضا شیفتۀ مرام و سیرۀ زندگی سردار شهید حاج اصغر وصالی بود و به تأیید مادرش سعی می‌کرد مثل شهدا زندگی کند.
شهید مدافع حرم حاج علی‌محمد قربانی؛
ظهر روز جمعه بالاخره خبر شهادت را تأیید کردند و با پسرم حسین تماس گرفتند و پیدا شدن پیکر مطهر حاجی را اطلاع دادند. پسرم دست‌های مرا گرفت و گفت: «مامان! بابا کربلایی شد.»
سردار شریف:
مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت: به لطف اراده و هوشمندی نیروهای مسلح و نیروهای امنیتی و مردم، داعش حتی نتوانست یک ترقه در کشور ما منفجر کند تا از آن بهره تبلیغاتی ببرد.
همراه با شهدای عملیات کربلای 5 لشکر 41 ثارالله؛
سردار شهید ذبیح الله دریجانی گفت: ما شمشیر ولایتیم و باید خودمان را با دستورات ولی امر مسلمین منطبق کنیم. پیروزی نهایی از طریق کسب معلومات علمی خواهد بود، زیرا جنگ روزی به پایان می‌رسد ولی علم تمام شدنی نیست.
روایتی از زندگی شهید «شفیع حلیمی اصل»؛
آخرین زیارتش با امام رضا (ع) غریبانه و عاشقانه بود. انگار بعد از آن زیارت بود که دلش آرام گرفت و به مراد خود رسید. چند شب قبل از عملیات بود. همه کنار هم جمع شده بودند و از این‌که این‌بار چه کسی شهید خواهد شد، حرف می زدند. آن شب شفیع گفت: حضرت زهرا(س) را سال 1363 قبل از عملیات بدر در خواب دیدم.
شهید ماشاالله عهدی؛
آرزویش تحصیل علم و دانش و پیروزی اسلام بود، تقدیر او این بود که در دانشگاه اسلام و رشته شهادت فارغ التحصیل شود.
مراسم تشییع پیکر مطهر سه تن از شهدای فاطمیون «شهید محمود سالاری»، «شهید ذبیح الله جعفری» و «شهید علیرضا قنبری» همزمان با ۲۹ و ۳۰ دی ماه برگزار خواهد شد.
«به اضافه مستند» این هفته به بررسی مستند «شلمچه» اثر محمدعلی فارسی اختصاص دارد که درباره عملیاتی است که به شهادت ۱۷۵ غواص منجر شده است.
دقایقی برای سازماندهی و اداره این لشکر زحمات زیادی کشید.یاد گرفتن کامل زبان عربی، آموختن ویژگی‌ها و فرهنگ عراقی‌ها، و درک تفاوت‌های ناشی از تفاوت فرهنگ و بینش نیروهای مجاهدین عراقی و اسرای عراقی جزو سختی‌های کار فرماندهی تیپ بدر بود.
گزارش تصويري؛
یادواره شهدا با عنوان «آبروي کوچه ها، افتخار محله ها» در روستاي اوزون قويي 2 بخش تازه كند برگزار شد.
محمد رضا هیئت که می‌رفت، برای خودش‌گریه می‌کرد؛ دوستان می‌گفتند که کنار ما نمی‌نشست؛ دقیقا همان چیزی است که معصومین و بزرگان ما به آن سفارش کرده اند؛ اگر می‌خواهید‌گریه کنید و اگر می‌خواهید خلوت داشته باشید باید خودتان باشید، نگاه نکنید که کنارت چه کسی نشسته است؛ این مسئله در اخلاص بسیار تاثیر دارد؛ شما اگر خواستی جایی عزاداری بکنی؛ برو یک جایی که نشناسنت؛ آنجا به خاطر اینکه بقیه صدای‌گریتو بشنون و ببیند چطوری عزاداری می‌کنی هیچ وقت عزاداری نمی‌کنی؛ حتی محمد رضا با دوستانش که هیئت می‌رفت، خودش می‌رفت یک جای دیگر می‌نشست، چفیه می‌کشید روی سرش و ‌گریه می‌کرد؛ هر چه گذشته، بین خودش و خدای خودش گذشته! ما متوجه نشدیم در دل محمد رضا چه می‌گذرد.
می گویند شهید پلارک مثل یکی از سربازان پیامبر (ص)، «غسیل الملائکه» بوده است و به همین علت مزار او همیشه خوشبو و عطرآگین است.
شهید محمد حسینی می‌گفت من آمده‌ام ايران كه بروم سوريه و مدافع حرم شوم. من آمده‌ام كه برای دفاع از اسلام و عمه سادات بروم.
دختر شهید مدافع حرم:
فرزند شهید بابایی گفت: پدرم می‌گفت تكفيری‌ها اسلام را تهديد می‌كنند. بر خودش لازم دانست برای دفاع از حرم راهی عراق شود. گذشته از اينكه عراق و سوريه وطن ما نيست اما وطن مسلمانان كه هست. شهدا برای دين دفاع كردند. اسلام مرز جغرافيايی ندارد. هر اتقاقي اسلام را تهديد كند بايد برای دفاع بروند.