لبه‌های اولیه

تازه ها

پربیننده ترین

گروه خبری: 
تاریخ انتشار : پ, 1397/04/21 - 09:20
کد مطلب: 17795
تصویر صفحه اصلی: 
شهید «محمد رودباری مشایخی» شب عملیات می‌گفت: قول دادم که تا پیروز یا شهید نشده‌ام به «جیرفت» برنگردم. من پا‌های خود را می‌بندم که عقب‌نشینی نکنم. اگر خواستم عقب‌نشینی کنم، مرا با تیر بزنید.

به گزارش خط هشت از کرمان، «محمد رودباری مشایخی» یکم فروردین‌ماه سال ۱۳۳۳ در روستای «تم‌گاوان» از توابع شهرستان «جیرفت» به دنیا آمد. وی تا پایان مقطع ابتدایی درس‌ خواند و به دلیل این‌که خانواده از تامین هزینه مدرسه‌اش برنیامدند، برای همیشه از درس و مدرسه خداحافظی کرد و مشغول کار شد.

وی در سال ۱۳۵۲ ازدواج کرد و صاحب یک پسر و سه دختر شد. با شروع جنگ تحمیلی به‌عنوان پاسدار به جبهه رفت و به خاطر استعدادی که داشت، در بخش مهندسی لشکر خدمت می‌کرد. محمد در نوزدهم دی‌ماه سال ۱۳۶۵ در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به سینه‌اش به شهادت رسید و پیکرش در گلزار شهدای جیرفت به خاک سپرده شد.

اگر خواستم عقب نشینی کنم، مرا با تیر بزنید

خاطره‌ای ماندنی از شهید مشایخی:

شب وداع وقتی همه چراغ‌ها را خاموش کرده بودند. ناگهان «محمد» گفت: «چراغ‌ها را روشن کنید، من می‌خواهم چیزی بگویم». اشک می‌ریخت و می‌گفت: «خانه من در کوچه‌ای است که همسایه سمت راست من شهید شده و همسایه سمت چپ من شش فرزند یتیم دارد، من به این بچه‌ها قول دادم که تا پیروز یا شهید نشده‌ام به جیرفت برنگردم، من پا‌های خود را می‌بندم که عقب نشینی نکنم. اگر خواستم عقب نشینی کنم، مرا با تیر بزنید».

با این حرف او، غوغای عجیبی به پا شد، همه تحت تأثیر قرار گرفته بودند، هیچ‌کس نمی‌توانست حرف بزند و فقط گریه می‌کردند، خیلی از بچه‌ها همان موقع فهمیدند که این حرف مقدمه شهادت وی است. صبح روز سوم عملیات بود که «محمد رودباری مشایخی» شهید شد.

 

 

منبع: دفاع پرس

ارسال نظر